خرید بک لینک

درباره سایت

ღ♥ღ... sad boy ...ღ♥ღ

خدای من نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی میان این دو گمم هم خود را و هم تو را آزار میدهمهر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “ هیچ ” یعنی “ پوچ ” خدایا هیچ وقت رهایم نکن . . .

امکانات وب

داستان واقعی صیاد و دوست دختر الناز

بخداعاشقی زورکی نیست....باورنداری داستان واقعی من بخون.

 

لطفا به ادامه مطلب مراجه فزماييد

برچسب: داستان دوست دختر , دوست دخترم , داستان واقعی , داستان عاشقانه , نویسنده: sad boy تاريخ: 5 / 9 / 1392 ساعت: 20:44

صفحه بندی